سفارش تبلیغ
صبا
گنجینه
صفحه اصلی وبلاگ
پارسی بلاگ
شناسنامه من
ایمیل من
 RSS 
اوقات شرعی
شنبه 87 دی 14 ساعت 6:46 عصرنگاه لعنتی

نگاه لعنتی

 

 

آن روز که نگاهم کردی پنداشتم دوستم داری

درنگاهت هزاران عشق و امید را خواندم

اما افسوس که بعد ها فهمیدم کبوتر خیالت را اسیر قفس نگاه دیگری کردی

اما افسوس که بعد ها فهمیدم نگاهم کردی

آری فقط نگاهی گذرا!!!

 

 

مروارید عشق

وقتی که مرواریدعشق درصف غروب پنهان شد

با کوله باراخلاص قلبی شکسته و با دست دعا به سویت شتافتم

وتوچه مهربان درراگشودی و پناهم دادی

با تودرد دلها کردم

واز این دل عاصی و این دنیای خاکی شکوه ها داشتم

واشکهایم را به نشانه ی ندامت بر گونه هایم جاری ساختم

تو ای مهربان مهربانان چه زیبا جوابم دادی

وآنگاه که حرف هایم تمام شد مرا با سبد آمرزش و امید بدرقه کردی

 

چگونه

چگونه فراموش کنم تو راکه خیالت وزمزمه هایت با صفاس

چگونه فراموش کنم تورا که سایه ی نگاهت همیشه نرم بوده است

چگونه فراموش کنم تراکه با تپش های قلبت زیسته ام

و

چگونه فراموش کنم تراکه لحظه ای خاطراتت ازجلوی چشمانم نمی گذرد

 

 

تنهایی

- درکوچه ی خلوت عشق درفراسوی عالم هستی تنها چون کبوتری خسته بال

- درآسمان خیال پرسه می زنم ودرآن خلوتگاه جز نام تو چیزی نمی بینم

- وازدورسلامی به خدمتت ارزانی داشتم وباتمام خاطره ها ودوستی می گویم

دوستت دارم ...

 

فکر

هیچ فکر نمی کردم ....

به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم

دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد

قلبم شتابان می زند

شمارش معکوس برای انفجار درسینه ام

ومن تنهایی خود را در آغوش می کشم

تنها ماندم...

 

 

اس ان اس

seven rules to be happy:

1- never hate

2-donot worry

3-live simple

4-expect alittle

5-give alot

6- always smile

7- have a friend like me

نترس هیچی نمیشه یه نظر اینجا تایپ کن!!!؟؟؟

 


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
شنبه 87 دی 14 ساعت 10:36 صبحسخنی از یک بزرگ

روزی بزرگی می گفت هر وقت قلبی را شکستی میخی به دیوار بزن و وقتی باز آن قلب را توانستی بدست بیاوری میخ را ازدیوار در بیاور ولی یادت باشه جای میخ همیشه در دیوار

می ماند.

هیچ کس بدبخت تراز کسی که همیشه خوشبخت است نیست

 


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
پنج شنبه 87 دی 5 ساعت 10:59 صبحدوستت دارم...

- درکوچه ی خلوت عشق درفراسوی عالم هستی تنها چون کبوتری خسته بال

- درآسمان خیال پرسه می زنم ودرآن خلوتگاه جز نام تو چیزی نمی بینم

- وازدورسلامی به خدمتت ارزانی داشتم وباتمام خاطره ها ودوستی می گویم

دوستت دارم ...


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
پنج شنبه 87 دی 5 ساعت 10:59 صبحفراموشی

چگونه فراموش کنم تو راکه خیالت وزمزمه هایت با صفاس

چگونه فراموش کنم تورا که سایه ی نگاهت همیشه نرم بوده است

چگونه فراموش کنم تراکه با تپش های قلبت زیسته ام

و

چگونه فراموش کنم تراکه لحظه ای خاطراتت ازجلوی چشمانم نمی گذرد...

 

 


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
پنج شنبه 87 دی 5 ساعت 10:57 صبحهیچ فکر نمی کردم...

هیچ فکر نمی کردم ....

به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم

دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد

قلبم شتابان می زند

شمارش معکوس برای انفجار درسینه ام

ومن تنهایی خود را در آغوش می کشم


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
پنج شنبه 87 دی 5 ساعت 10:56 صبحافسوس!!!

آن روز که نگاهم کردی پنداشتم دوستم داری

درنگاهت هزاران عشق و امید را خواندم

اما افسوس که بعد ها فهمیدم کبوتر خیالت را اسیر قفس نگاه دیگری کردی

اما افسوس که بعد ها فهمیدم نگاهم کردی

آری فقط نگاهی گذرا!!!


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
پنج شنبه 87 دی 5 ساعت 10:51 صبحفقیر

روزی حس کردم فقیر ترین آدم روی زمین هستم چون تورا از دست داده بودم خواستم برای از دست دادنت قطره ای اشک بریزم ولی تمام اشکهایم را برای بدست آوردنت از دست داده بودم....

فقط و فقط و فقط

با کسی زندگی نکن که می تونی باهاش بسازی

با کسی زندگی کن که بدون اون نمی تونی با زندگی بسازی...


متن فوق توسط: فریبا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

درباره خودم
گنجینه
فریبا
خیلی پر انرژی هستم وشادو عاشق ورزش...
لوگوی من
گنجینه
لوگوی دوستان من




اشتراک در خبرنامه